تبلیغات

وبلاگicon
http://www.gharibmadine.ir/google50c623b70dd80a90.html ; حـــســـنـــــیــــه غـریب مدیـنـه تـهـران - مطالب اخبار مذهبی
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

حـــســـنـــــیـــــه غــــــــــریــــــــب مدیـــــنــــه تــــهــــران
سخنران:استاد علی عامری
مداحان کربلایی وحیدطاهری
و کربلایی نویدطاهری
میعادگاه:
خیابان شهیدان حسنی(قلعه مرغی)انتهای کوچه شهید راسخ دست چپ،پلاک ۲٨
حسنیه غریب مدینه تهران
دوشنبه شب ها ساعت20:30
www.gharibmadine.ir
این وبلاگ در صدد این است که مقالات،حکایات،روایات،احکام ودستورات واقعی دین اسلام ،همراه بابررسی موضوعات اجتماعی،اخلاقی،سیاسی وخانواده راباشیوه ای جالب، دراختیارهمگان قرارداده ،بلکه بتوانیم درجهت تنویر افکارعمومی ونمایش جلوه هایی ازاسلام ناب قدمی برداریم.به همین دلیل خودراازنظرات وانتقادات شماعزیزان بی نیاز نمی دانیم.
التماس دعا
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
پخش زنده حرم ها
پخش زنده حرم
کاربردی
ابر برچسب ها

نامه انیشتین به آیت ا... بروجردی
قسمت اول





برچسب ها :
انیشتین/نسبیت/نظریه/بروجردی/آیت الله بروجردی , 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم خردادماه سال 1393 ساعت ساعت 15 و 49 دقیقه و 38 ثانیه | آخرین ویرایش در یکشنبه هجدهم خردادماه سال 1393 ساعت ساعت 16 و 04 دقیقه و 29 ثانیه

28 رجب؛ سالروز حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه


امام حسین(ع) با توجه به نامناسب بودن شرایط مدینه برای اظهار مخالفت علنی و قیام و نیز در خطر بودن جان خود در این شهر بدون امکان حرکتی مؤثر، تصمیم به ترک آن گرفت.

از آیه‏‌ای که امام در هنگام خروج از مدینه قرائت کردند، این نکته - که ترک این شهر به علّت عدم احساس امنیت بوده است - آشکار می‏‌شود.

به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، فلسفه قیام ابا عبدالله الحسین (ع) را در سخنان آن حضرت در آغاز حرکت از مدینه و موضع گیری‌های ایشان در برابر حوادثی که در منزلگاه‌های میان راه روی داده است، می‌توان یافت.

خروج از مدینه

امام(ع) عزم خروج از مدینه را کرد ایشان شب هنگام نزد قبر مادر و برادر رفت و نماز خوانده و وداع کرد و صبح به خانه برگشت. در برخی دیگر از منابع آمده است حضرت(ع) دو شب متوالی را در کنار قبر رسول خدا(ص) بیتوته کردند.

حرکت به سمت مکه

امام(ع) شبانگاه بیست و هشتم رجب و به نقلی دیگر سوم شعبان سال 60 هجری به همراه 82 نفر از اهل بیت و یارانش از مدینه خارج شد. در این سفر به جز محمد بن حنفیه بیشتر خویشاوندان امام حسین(ع) از جمله فرزندان، برادران، خواهران و برادرزاده‌های آن حضرت(ع)، ایشان را در این سفر همراهی می‌کردند. علاوه بر بنی هاشم، 21 نفر از یاران امام حسین(ع) نیز با ایشان در این سفر همراه شده بودند.

امام حسین(ع) به همراه همراهانش از مدینه خارج شد و بر خلاف خواسته نزدیکانش راه اصلی مکه را پیش گرفت.

در میان راه مکه، امام(ع) و همراهانش با عبداللّه بن مطیع، دیدار کردند. امام حسین(ع) پس از پنج روز، در روز سوم شعبان سال 60 به مکه رسید و مورد استقبال گرم مردم مکه و حجاج بیت الله الحرام قرار گرفت.

مسیر حرکت امام(ع) از مدینه به مکه

مدینه (15 رجب سال 60 هجری هلاکت معاویه و 28 رجب سال 60 هجری خروج امام(ع) از مدینه)، ذوحلیفه ملل، سیاله، عرق ظنیه، زوحاء، انایه، عرج، لحر جمل، سقیا، ابواء، گردنه هرشا، رابغ، جحفه، قدید، خلیص، عسفان، مرظهران، مکه مکرمه(3 شعبان سال 60 هجری ورود امام(ع) به مکه) مسیر حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه است.

ورود امام به مکه

کاروان امام حسین(ع) پنج روز پس از خروج از مدینه در سوم شعبان سال 60 هجری، وارد شهر مکه شد. ساکنان مکّه و زائران بیت الله الحرام با شنیدن خبر ورود امام(ع) به مکه بسیار شادمان شدند. مردم، صبح و شام، نزد حضرت(ع) در رفت و آمد بودند و این بر عبداللّه بن زبیر، سخت گران می‌آمد؛ چرا که امید داشت مردم مکّه با وی بیعت کنند و می‌دانست که تا امام حسین(ع) در مکّه هست، کسی با او بیعت نمی‌کند؛ زیرا جایگاه امام حسین(ع) در نزد مردمان مکّه، بسیار بالاتر از جایگاه پسر زبیر بود.

اینکه چرا امام حسین (ع) در آغاز حرکت از مدینه به مکه رفت به دلیل آن بود که پس از آن که معاویه بن ابی سفیان (نخستین خلیفه اموی) در نیمه رجب سال 60 قمری مُرد و فرزندش یزید، به خلافت مسلمانان دست یافت، وی و درباریان اموی تلاش زیادی به عمل آورده تا از همه مردم بیعت گیرند.

آنان، مشکل خاصی در گرفتن بیعت از اهالی شام، مصر، عراق و یمن نداشته و تنها دغدغه خاطرشان از حجاز، به ویژه از شهر مقدس مدینه بود. زیرا در این شهر بزرگانی چون عبدالله بن عباس، عبدالله بن جعفر، محمد بن حنیفه، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر زندگی می‌کردند، که از جهات گوناگون بر یزید برتری و در رسیدن به مقام حکومت، بر او ترجیح داشتند.

اما در میان مخالفان یزید در مدینه، وجود شخصیت ممتازی چون امام حسین(ع)، همانند خورشید تابان، تمام ستارگان و سیارگان را بی فروغ می‌نمود و به عنوان تنها یادگار جدش حضرت محمد(ص) و جانشین پدر و برادر مظلومش حسن بن مجتبی(ع)، در رسیدن به مقام خلافت و رهبری مسلمانان، شایسته‌تر از همه بود و نگاه همگان به سوی او معطوف بود. بدین لحاظ، یزید بیش از همه، از وی واهمه داشت و درصدد تسلیم کردنش برآمد. بنابراین، امام حسین(ع) با توجه به نامناسب بودن شرایط مدینه برای اظهار مخالفت علنی و قیام و نیز در خطر بودن جان خود در این شهر بدون امکان حرکتی مؤثر، تصمیم به ترک آن گرفت و از آیه‏‌ای که در هنگام خروج از مدینه قرائت کرد، این نکته - که ترک این شهر به علّت عدم احساس امنیت بوده است - آشکار می‏‌شود.

منبع:

ابن اعثم، پیشین، صص19- 20 و الخوارزمی، پیشین، ص.187

البلاذری، پیشین، ص160؛ الطبری، پیشین، ص341 و شیخ مفید، پیشین، ص34.

ابن اعثم، پیشین، صص21-22 و الخوارزمی، پیشین، ص189.

ابن اعثم، پیشین، ص69.

ابوحنیفه احمد بن داوود الدینوری، الاخبار الطوال، ص228؛ الطبری، پیشین، ص341 و ابن اثیر، پیشین، ص16.

الدینوری، پیشین، ص228 و شیخ صدوق، پیشین، صص152-153.

شیخ صدوق، پیشین، ص152.

وقعة الطف ص 85 و 86


برای دریافت فایل های صوتی سبک سینه زنی حرکت امام حسین(ع) از مدینه به ادامه مطلب مراجعه کنید...





برچسب ها :
28 رجب؛ سالروز حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه حسنیه غریب مدینه تهران ,  سبک های صوتی به مناسبت خروج کاروان مدینه به مکه ,  خروج کاروان اباعبدالله(ع)از مدینه به مکه ,  نویدطاهری28رجب خروج کاروان امام حسین(ع) ,  وحیدطاهری(حرکت کاروان سیدالشهدا(ع) ,  سبک های جدید واشعار به مناسبت حرکت کاروان امام حسین(ع)از مدینه به مکه , 

نوشته شده در چهارشنبه هفتم خردادماه سال 1393 ساعت ساعت 09 و 15 دقیقه و 30 ثانیه | آخرین ویرایش در چهارشنبه هفتم خردادماه سال 1393 ساعت ساعت 09 و 27 دقیقه و 25 ثانیه

  


میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل
صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها(
و هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر
را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .

(حسنیه غریب مدینه تهران)





برچسب ها :
ولادت حضرت زهرا(س) ,  اشعار ولادت حضرت فاطمه(س) ,  مدح حضرت زهرا(س) ,  شعر ولادت حضرت زهرا(س) ,  مدح حضرت فاطمه(س) ,  حسنیه ,  اس ام اس ولادت حضرت زهرا(س)وروز مادر , 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردینماه سال 1393 ساعت ساعت 21 و 45 دقیقه و 38 ثانیه | آخرین ویرایش در یکشنبه سی و یکم فروردینماه سال 1393 ساعت ساعت 11 و 27 دقیقه و 52 ثانیه


السلام علیكِ یا زوجة ولى الله، السلام علیكِ یا زوجة امیر المؤمنین، السلام علیكِ یا ام البنین، السلام علیكِ یا ام العباس ابن امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام، رضى الله تعالى عنك وجعل منزلكِ وماواكِ الجنه ورحمة الله وبركاته ...



 

 






برچسب ها :
وفات حضرت ام البنین(س) ,  وفات حضرت ام البنین(س) تسلیت باد ,  رحلت حضرت ام البنین(س) ,  شهادت حضرت ام البنین(س) ,  اشعار مدح و مصیبت حضرت ام البنین (س) , 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم فروردینماه سال 1393 ساعت ساعت 10 و 59 دقیقه و 28 ثانیه | آخرین ویرایش در دوشنبه بیستم مردادماه سال 1393 ساعت ساعت 18 و 10 دقیقه و 43 ثانیه
استاد محمد سهرابی: هر کلمه‌ای را نمی شود بی‌اجازه به شعر آئینی وارد کرد

ما تا چه اندازه مجاز هستیم تا برخی عبارات را وارد شعر کنیم؟ من این روزها زیاد می‌بینم کسانی که شعر آئینی می‌گویند اما معرفتش را ندارند.

محمد سهرابی شاعر و نویسنده آئینی معاصر و خالق آثاری چون «اقیانوس آلام» و «سکته قبلی» همزمان با ایام فاطمیه در گفتگویی با موضوع شعر آئینی معاصر و فرصت ها و تهدیدهای پیش روی آن شرکت کرد. گفتگویی که در آن سهرابی تاکید دارد باید به موضوع لفظ و محتوا به صورت هماهنگ و همزمان در شعر آئینی توجه داشت. متن این گفتگو به شرح زیر است:

جناب سهرابی به اعتقاد من آنچه به عنوان لفظ امروزه در شعر آیینی ما وجود دارد از حیث نوع استخدام کلمات و هم از نظر محتوای موجود در آن دچار آسیب‌های فراوانی ‌ شده است. حتی در بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای هیات رزمندگان اسلام هم به این مساله تاکید شد که لازم است به محتوای آن چیزی که به عنوان مرثیه و شعر در مجالس عزاداری خوانده می‌شود بیشتر توجه شود. شما تا چه اندازه از حوزه لفظ و در ادامه محتوا آسیب‌هایی را متوجه جریان شعر معاصر آئینی معاصر می‌دانید؟


اگر بخواهیم شعر را مثلا از دو زاویه نگاه کنیم، یا از دو مقوله که همان لفظ و معنا، یا لفظ و محتواست؛ باید به تفکیک به این دو مساله بپردازیم. در حوزه‌ لفظ من قبلا جایی عرض کردم که خوب است که ما تمام شعرهایی را که در مدح و مرثیه عرض می‌کنیم و شاعران می‌گویند، را باید در محدوده اشعار آئینی بدانیم چون هر کسی که شعری می‌گویند، آن را با آیین خودش می‌گوید و به همین خاطر به تمام شعرها می‌شود گفت شعری آئینی و ما نمی‌توانیم بگوییم شعری آئینی نیست. حتی اگر بخواهیم اسلام را محور قرار بدهیم، شعر‌های پارسی همه شعر آئینی است،‌ حتی شاعری مثل ایرج میرزا هم در شعر مادر، در واقع شاعری آئینی است.

اما در حوزه همین شعر آئینی مرسوم، بهتر است که بگوییم شعر معصوم نه شعر آئینی. یعنی وقتی در شعر مدح و مرثیه برای حضرات معصومین(ع) و امامزادگان واجب‌التعظیم می‌گوییم، این شعر خوب است و شایسته است که شعر معصوم نامیده بشود.

چرا؟

از دو حیث؛ یکی اینکه ما شعر را برای معصوم(ع) می‌گوییم؛ برای کسی که عصمت دارد و دیگر اینکه، شعر باید از لحاظ فرم و محتوا یا همان لفظ و معنا دارای عصمت باشد، یعنی هر کلمه‌ای اجازه ورود به این ساحت مقدس را به زعم بنده ندارد. حتی خیلی از کلمات شفاف و زلال و صیقلی. کلمه‌ای مثل «زیبا» خوبه‌خود زیباست، یک کلمه خودتراش، صیقلی و آئینه‌مسلک است، و البته خیلی عالی است. اما این کلمه آیا در حوزه شعر صدیقة ‌طاهره حضرت فاطمه(س) راه دارد؟ ما می‌توانیم این کلمه را به این شخصیت بزرگ اطلاق کنیم؟ حتی اگر بخواهیم بگوییم نماز زیبای خانم، باید احتیاط کنیم، این کلمه به‌خودی‌خود مبارک است، زیباست و ذاتا زیباست اما در این حوزه خاص و حوزه شعر حضرت زهرا سلام الله علیها اجازه ورود ندارد. و یا مثالی دیگر؛ مداحان بزرگوار روضه می‌خوانند که از شدت نشستن تیرها بر پیکر مبارک حضرت عباس علیه ­السلام بدن مبارک _ عین عبارت مقتل است، «کَالقنفذ» شد؛ یعنی مثل جوجه‌تیغی شد. اگر ما بخواهیم این را وارد شعر کنیم یا مداح بخواهد توضیحی شفاهی در ادامه روضه‌خواندن بدهد؛ آیا ذکر کلمه جوجه‌تیغی در توضیح این مطلب مناسب است؟ یا باید از کلمه خارپشت که ادبی‌تر است و مودبانه‌تر و فخیم‌‌تر است، استفاده کنیم؟ قطعا دومی جواب است.

و یا مثلا ما می‌خواهیم روضه شفاهی برای حضرت رقیه سلام الله علیها بخوانیم یا روضه‌ای مکتوب بنویسم. اینجا برای ذکر حالات آن اولیاءمخدره، می‌توانیم از کلمه‌ای مثل چهره، قیافه، شمایل، صورت و.... استفاده کنیم. در این چهار گزینه کدام درواقع برای شاعر مناسب است؟ کدامش برای ذکر کردن شفاهی یا مکتوب مناسب است؟ خب شمایل خیلی فخیم است، خیلی ادبی است. قیافه آن ادب خاص را ندارد. چهره ممکن است مانوس نباشد. قطعا به نظر من صورت اینجا مناسب‌تر است، چون مانوس‌تر و عاطفی‌تر است و ضمن اینکه تداعی رنگ صورتی نیز می­کند که رنگی است دخترانه.

پس در حوزه لفظ خیلی کلمات اجازه ورود به شعر معصوم در حیطه مدح و مرثیه را ندارند لذا خودبه‌خود از این دایره خارج می‌شوند. مثلا حضرت عابس(ع) خواست به میدان برود. ما در مقتل داریم که حضرت پیراهن مبارکشان را درآوردند. ما در اینجا برای توضیح از کدام کلمات می‌توانیم استفاده کنیم؟ برهنه، لخت، عریان، عور؟ قطعا یکی از اینها مناسبت‌تر است، باقی کلمات اجازة ورود ندارند.

منظورم این است که آسیب‌هایی که ممکن است شعر از حیطه لفظ ببیند، آن جایی است که ما هر کلمه‌ای را بدون اجازه و بدون بررسی به آن وارد شود. در این حوزه. به نظرم اینجا ممکن است شعر آسیب ببیند.

خب سوال هم در هیمن‌جاست. ما تا چه اندازه مجاز هستیم تا برخی عبارات را وارد شعر کنیم؟ من این روزها زیاد می‌بینم کسانی که شعر آئینی می‌گویند اما معرفتش را ندارند. امروز کم نیستند افرادی که برای دلسوزاندن و اشک گرفتن و شور دادن به مجلس عزا، برخی از حریم‌های لفظ را می شکنند و در نهایت هم می‌گویند عذر می‌خواهیم از بیانش!

حرف این است که شعر مدح و مرثیه، اسمش روی خودش است. این شعر ابتدا باید شعر باشد؛ اما اینکه باریک‌بینی را حذف کنند و در نوحه و یا در ارجوزه‌های ایام میلاد، باریک‌بینی،‌ لطافت و خیال حذف شود و حرف معمول کوچه و بازار را بیاورند، هنری نیست.

شاعری بیتی موهن گفته است که چون بحث فنی است ذکر می‌کنم: «حل نشده برایم این مساله/ چرا کتک زد به زن حامله». او به گمان خودش خیلی غوغا کرده، در صورتی که اینطور نیست، او بی‌ادبی و جسارت و توهین کرده، بیتش موهن است. حتی اگر آدم بخواهد برای ناموس خودش چنین واقعه تلخی را ذکر کند هیچگاه این کلمات را استفاده نمی‌کند. در مقابلش یک شاعر همین مضمون را با استفاده از ادبیات عامه ذکر کرده است. مثلا در قدیم و یا حتی امروزه در بسیاری از خانه‌ها، مرسوم است که اگر مثلا پیرمردی، پیرزنی در مجلس حضور داشته باشد و یا اگر در مجلسی طفل ممیزی باشد که خوب و بد را تقریبا می‌فهمد اگر بخواهند بگویند عروس فلان خانم باردار است یا آبستن است، چه می‌گویند؟ می‌گویند فلان خانم باردار است؟ نه، باید رعایت شان آن پیری را که در مجلس حضور دارد بکنند، یا سخن را از آن طفل ممیز بپوشانند، چون می‌فهمد. خب در این شرایط در ادبیات عامه چه می‌گفتند؟ می‌گفتند فلان خانم بار شیشه دارد. شاعر این سخن عامیانه را، سخن بازار، سخن کوچه و برزن را و سخن خانه‌ها را و سخن زنانه را برداشته و اینگونه آورده در شعر: «تا ابد بر جبهه داغ ننگ زد/دید بار شیشه دارم سنگ زد» این واقعا پوشیده و در لفافه است، پوشیده در یک خیال عاطفی مقدس توام با ادبیات عامیانه است.

من منظورم این است که شاعر باید به اینجا برسد که بتواند با کنایه و استعاره حرف بزند، وگرنه عین مقتل را به نظم درآوردن خیلی بد است. این حرف را که مردم هم بلد هستند. شاعر باید از زاویه‌ای یک اتفاق را ببیند که دیگران آن را نمی‌بینند، یا لااقل آن را ندیده­اند. «الشاعر یشعرُ بما لا یشعُرُ به غَیرهُ» شعور شاعر باید به چیزی برسد که شعور دیگران به آن نمی­رسد یا نرسیده است. مرثیه در واقع باید قدری عاطفی بیان شود. حتی روضه اباعبدالله(ع) در دل گودال هم باید عاطفی و البته با جلالت بیان شود. طوری که مردم از انزجار سردرد نگیرند و از لطافت گریه کنند. و البته قبول دارم که این کار سخت است؛ چون شما می‌خواهید خشن‌ترین و سهمگین‌ترین اتفاقات را در لطیف‌ترین قالبها که همان شعر باشد بیان کنید. شما یک واقعه جانسوز، جانگداز، عظیم وحشتناک و خوفناک را می‌خواهی لطیف بیان کنی، آیا می‌شود؟ جواب این است که آری. اما این کار خیلی سخت است.

اما انگار شور عاطفی که در حماسه و مرثیه‌سرایی به ویژه برای امام حسین علیه السلام وجود دارد باعث شده خیلی از دوستانی که برای سرودن شعر در این عرصه وارد می‌شوند، خیلی به آن بحث فنی و حرفه‌ای شاعری‌اش توجه نداشته باشند و بیشتر به انتقال شورید‌گی حس و حال خودشان توجه پیدا کنند.

این البته ممدوح است و مذموم نیست. ما یک زیارتنامه‌ای داریم به نام زیارت‌نامه جوادیه، حضرت جواد علیه السلام زیارت‌نامه‌ای را انشاد کردند برای پدر بزرگوارشان حضرت رضا علیه السلام، در آن زیارتنامه می‌فرمایند: «السَّلَامُ عَلَى الْإِمَامِ الرَّءُوفِ، الَّذِی هَیجَ أَحْزَانَ یوْمَ الطُّفُوفِ» سلام بر امامی مهربان، کسی که حزن‌های روز کربلا را به هیجان آورد. این که امروز باب شده که می‌گویند بنشینید برای کشته شدن اباعبدالله تعقل کنید و اینکه چگونه کشته شدن را نگویید و چرایی‌اش را بگویید نکوهیده است. یک حدیث در این مقوله بیاورند که ببینیم حضرات دستور دادند به این کار یا نه. در روایت آمده حضرت صادق علیه السلام، پرده‌ای به میان منزلشان می زدند و به زن‌ها امر می‌کردند در آن طرف پرده بنشینند تا صدای روضه‌خوان را بشنوند. حتی در روایت هست که: «گریه بالا گرفت، ناگهان کنیزی از پشت پرده بیرون آمد، طفل شیرخواری را در دامن حضرت امام صادق علیه السلام قرار داد و رفت. آیا این ریشه تعزیه نیست؟ آیا ریشه به هیجان آوردن حزن‌ها نیست؟ آیا این کار امام علیه السلام عین روضه است.

شما می‌گویید ممکن است عامیانه بیان کردن لطمه‌ای بزند. اما من منظورم سخن عوامانه گفتن نیست، نگاه کنید ما فرهنگ مردم را می‌گیریم و در سبک شعری«طرز تازه» یا همان سبک هندی صیقلی تازه به آن می­دهیم. دسته‌گلی، بلوری، الماسی از آن می‌تراشیم و دوباره به خود مردم تحویل می‌دهیم. این است که در طرز تازه وقتی مخاطبین شعری را می‌شنوند، می‌گویند که این را که ما می‌دانستیم، لذا احساس صمیمی بودن در شعر می‌کنند. احساس سهیم بودن در سروده شدن شعر می­کنند.

اگر مرثیه هم در این وادی قرار بگیرد مستمع واقعاً آن شعر را با جان می‌‌پذیرد. در سبک هندی؛ مثلا صائب تبریزی(ره) می‌گوید: اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهیست/اشک کباب موجب طغیان آتش است. این تصویر را هم در اروپا دیده­اند و هم در آمریکا، هم در آسیا، آفریقا و در همه جا. این ملموس است. این فرهنگ از مردم گرفته شده.

می‌گویند: المعانی مطروحه فی‌الطریق، آنچه که در راه افتاده، آنچه که دست مردم است. تو آن را بردار و از آن شعر بساز و تحویل مردم بده.

نظیری‌نیشابوری می‌گوید: دست طلب چون پیش کسان می‌کنی دراز/ پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش، آیا یک منبر 10 ساعته در مَذمتِ استقراض می‌تواند به مردم بفهماند که قرض گرفتن خیلی هم خوب نیست؟ اما یک بیت شعر در جان مردم می‌نشیند. حالا اگر این مهم در مرثیه هم اتفاق بیفتد، یعنی این طرز تازه در مرثیه اگر اتفاق بیفتد، من فکر می‌کنم مستعمین این اشعار مدح و مرثیه را بیشتر قبول می‌کنند تا اینکه ما بخواهیم مرثیه را در سبک عراقی یا در سبک مثلا ترکستانی پی بگیریم. آنها نمی‌توانند در مرثیه موفق باشند، ما بیاییم مثلا موفق‌ترین مرثیه‌ها را در سبک عراقی نگاه کنیم، باز هم نسبت به زبان طرز تازه، دچار کم و کاستی‌هایی قطعاً هستند.

اما وضع امروز ما این مطلب را که می‌فرمایید ندارد. به نظر شما چه اتفاقی افتاده که اشعار مرثیه ما به وضعیت فعلی رسیده است. به جایی که امروز اشعار مرثیه سرودن بیش از هر چیزی یک نوع رقابت در فضای ساخت موزیک پاپ و اینها شده. واقعا علت ماجرا چیست؟

بعضی از شعرا با بعضی از مداحان مرتبط می‌شود و شعرای نوپا در این ارتباط ، می‌بینند که مثلاً مداح طالب شعر فاش است و می‌خواهد صفر تا صد مجلسش فاصله‌اش کم و کوتاه شود، مثلا اگر از صفر تا صد با شعر فاخر در نیم‌ساعت اتفاق می‌افتد، با شعر فاش در ده دقیقه؛ شاید حتی کمتر.

پس ذائقه مردم هم به نوعی در این ماجرا دخیل است؟

بله. اما یک علت درونی هم داریم؛ علت درونی هم برمی‌گردد به ناتوانی شاعر. او با مداحی در ارتباط است که می گوید مستمع شعر در لفافه را نمی‌فهمد، شعر استعاری، شعر تخیلی را، شعر عاطفی، شعر پیچیده در لفافه را نمی‌فهمد و باید فاش سخن بگوییم. این غلط است. مثلا شما خاطرات صدرالدین عینی را بخوانید، او در تاجیکستان یا ارمنستان امروز بوده و می‌گوید در آن سرزمین جفت‌رانان یعنی کسانی که زمین را شخم می‌زدند، در تاریکی شب برای اینکه از سلامت خود باخبر باشند، چون فاصله شان از هم زیاد بوده، با هم بیت شعر پاس‌کاری می‌کردند، یک بیت در نوای دشتی را این یکی می‌خوانده و یک بیت هم دیگری می‌خوانده. چه می‌خواندند؟ خودش ذکر می‌کند و می‌گوید: از بابا بیدل می‌خواندند، از بابا حافظ می‌خواندند. می‌گوید برخی از اینها مثلاً از سعدی می‌خواندند. آیا سطح سواد امرزو بالاتر است یا 250 سال پیش که این خاطرات ثبت شده؟ قطعا سطح سواد ما بالاتر است، اما ما مخاطب را متهم می‌کنیم به بیسوادی؛ این اتفاق در حوزة ‌ادبیات ما حتی در حوزه داستان و رمان هم می افتد. رمان‌نویسان ایران وقتی می‌خواهند یک داستانکی در یک داستان بلند بیاورند آن را توضیح می‌دهند. چرا؟ می‌گویند مخاطب شاید نفهمد. اما شما مثلا در حوزه داستان مثلاً آمریکا،در اروپا، رمان‌های آنها را نگاه کنید، صرفا داستان می‌گویند. مثلا نمی‌گوید که قصد محمد سهرابی اینجای داستان که این فنجان را گذاشت آن طرف میز چیست. صرفا داستان می‌گوید. متاسفانه الان در ایران اینطوری نیست. بعضی­ها مخاطب را خنگ فرض می­‌کنند.

جناب سهرابی امروز در شعر آئینی و مداحی های آن شاهدیم اشعار رفته به سمت مدح شعر و خود آدم‌ها به جای اهل بیت؛ اشعار بیشتر توصیف خودشان است که من چنین هستم و چنان هستم! این زیاد از حد شده است. نظر شما چیست. حس نمی کنید مجالس شعرخوانی ما از مدح اهل بیت علیهم­السلام فاصله گرفته است؟

آن سخن هم نمک کار خودش را دارد، اما اینکه مثلا گفتن اینکه مدح به حاشیه رفته را نمی‌پسندم به نظر من نشات گرفته از اینجاست که ما معشوق و مشخصاتش را نمی‌دانیم.

همین باعث خواندن «روضه فاش» نمی شود؟

روضه فاش را می‌خوانیم چون از عظمت اباعبدالله علیه ­السلام بی‌خبریم، اباعبدالله علیه ­السلام جای خود، ما زهیربن قین علیه ­السلام را هم نمی‌شناسیم. در مرثیه باید از جلالت یاد کنیم. حتی شما در لغت‌نامه هم مراجعه کنید مرثیه تعریفش این است: ذکر خوبی‌های متوفی و گریستن بر او. ذکر عظمت متوفی و گریستن برای او. مرثیه این است، اما الان کجا در روضه امام حسین علیه ­السلام عظمت اباعبدالله علیه ­السلام را ذکر می‌کنیم؟ شاعرها از این مباحث فاصله گرفته­اند. دلیلش هم این است که یا مقتل نمی‌خوانند یا پای منبر نمی‌نشینند. شاید هم مطلوب مداح این است، یا مثلا مستمع اینطور می‌طلبد. با شعر فاش حالت هیجانی مجلس دفعتاً صورت می‌گیرد، ولی بسیاری از افراد با سردرد و پریشانی و انزجار به منزل می‌روند و آن شکفتگی مطلوب بعد از روضه اباعبدالله علیه ­السلام دیده نمی‌شود.

ـ امسال بعضی از شاعرانی که به این روال موجود انتقاداتی داشتند، انتقاداتشان را در قالب شعر گفته بودند. ولی هجمه بدی علیه آنها اتفاق افتاد. این به معنی بسته شدن باب اصلاح رویه ­ای که می گویید نیست؟

برخی گفته بودند گریه برای امام حسین علیه ­السلام بس است، و حالا دیگر زمان تعقل و تفکر و شعور است. این حرفها از کجا در می‌آید؟ این حرفها قطعا از جایی کنترل می‌شود، قطعا دارد اداره می‌شود. این یک حرف عادی نیست. یا گوینده آگاه است که دارد به کسی کمک می‌کند، به جریانی کمک می‌کند، یا ناآگاه است، در هر صورت باید ملتفت معنا شود. مگر امام خمینی رحمه­الله، نگفت ما هر چه داریم از این محرم و صفر است و هر چه داریم از این بر سر و سینه زدن‌هاست و از اشک و گریه برای امام حسین علیه ­السلام است. آیا انقلاب اسلامی را فلسفه امام خمینی پیروز کرد یا حکمتش؟ یا روضه‌خوانی‌اش؟

ما باید ملتفت باشیم که واقعا این بی‌انصافی است که نان امام حسین علیه ­السلام را بخوریم، نان انقلاب را بخوریم و زیر بیرق کسی دیگر سینه بزنیم. این خیلی بی‌انصافی است.

ما از «آرمان رنو» مسیحی شاعر فرانسوی قصیده‌ای بلند در مدح اباعبدالله علیه ­السلام می‌بینیم:

امروز روز اشک و حسرت است

روز پوشیدن لباسهای عزاداری است

روزی که مردم هیاهو و شور دارند

پیرامون تابوتی طبق یک رسم

زیرا امروز روزی است که شخص درستکار

و روشن ضمیری،کسیکه که محبوب است

در بین هر پیامبر بزرگی

حسین پسر فاطمه

بعد از پدرش، بعد از برادرش

هر دوتا کنون شهید و مقدس

تحت حکومت مستبد

بدست قاتلان کشته شدند .

یارانش هفتادو دو تن بودند

اطفال و همسرش را

در پشت تپه ای جای داده بود

دشمنانش ده هزار تن بودند

زیر آسمان گرم

بدون هیچ آبی

جهان ده روز این منظره را با خود داشت

و مردان پیروزی را به دست می آوردند

کودکان آب می خواستند

سرانجام، تکه تکه شده، غیر قابل تشخیص

وحسین بر زمین غلتان

خون توسط ماسه­زار، نوشیده شد

در صحرای کربلا

از زمان بامداد،همه حیوانات

گریه می کنند در بیشه زار؛ و از آسمان

قطرات بر سرمان فرود می­آیند

و تلخند شبیه نمک

تنها گریه نمی­کنم،من حسرت می­برم

به کسی که به عشق خدا

رنج کشید و زندگیش را فدا کرد

در سرزمین کربلا

تا «چارلز دیکنز» که گفته است من در احوالات امام حسین علیه ­السلام دقیق شدم و دیدم وقتی پسر شش ماهه خودش را به میدان برده دانستم که او برای حکومت نمی‌جنگیده. این‌ها را ارمنی­‌ها گفته­‌اند. باصطلاح روشنفکران ما چه می­‌گویند؟

ما که نان روضه امام حسین علیه ­السلام را خوردیم و فربه شدیم و به پول و منصب هم رسیدیم، یادمان نرود که سیلی‌اش را دخترهای امام حسین علیهم­السلام خورده‌­اند. الان کسی نماز شب هم بخواند روی فرش دست‌باف می­خواند. ما نان امام حسین را داریم می‌خوریم، زحمتش را حضرت زهرا سلام ­الله علیها کشیده. این بی‌احترامی است که بیاییم و بگوییم که بس است دیگر، گریه بس است، حالا بیاییم به تعقل و تفکر. بنشینیم بیبنیم امام حسین علیه ­السلام چرا کشته شد. این بی­صفتی است. این یک پُز روشنفکرانه است که فقط ظاهرش خیلی شیک است. اما باطن آن پوسیده.

آقایان روشنفکر چرا یک کلام راجع به خمس و زکات صبحت نمی­کنند و گیر نمی­دهند؟ چون هدایت قطعی و آنی مردم مستقیما در پرداخت خمس و زکات نیست. خمس خودبه‌خود کشتی نجات نیست. خمس و زکات زبان ندارند تا بیان حقیقت کنند. اما مدح امام ­حسین علیه ­السلام خودش زبان است. آیا راجع به ماه مبارک رمضان چه کسی صحبت کرده است؟ راجع به عید قربان و فطر، چه کسی صحبت کرده؟ اما تا محرم می‌خواهد از راه برسد، همه قلم به دست‌ها و روشنفکرها با خودنویس­های مارک لندن صف می شوند که چطور کشته شدن امام حسین علیه­ السلام را نگویید، والله­ العلی‌الاعظم امام رضا علیه ­السلام چطور کشته شدن آن مولا و سرور را خیلی فاش بیان فرموده ­اند. امام صادق علیه ­السلام فرموده­اند آنطوری که در قوم و قبیله خودتان روضه می‌خوانید برای ما روضه بخوانید.

شخصی رفت محضر اما هشتم علیه­ السلام، با رفیقش بود. آقا فرمودند رفیقت کیست؟ گفت اهل فلان جاست و شغلش این است. فرمودند نه؛ یک کار دیگری هم دارد، آن را بگو. گفت محرم‌ها که می‌شود شعر می‌گوید برای حضرت حسین علیه ­السلام، مرثیه می‌خواند. طرف خودش را جمع و جور کرد. خب محضر امام است، خواست مودب‌تر بنشیند و مودب‌تر بخواند. آقا فرمودند نه؛ همانطوری بخوان که در روستا و شهر خودتان می‌خوانی.

چرا تا محرم می‌خواهد بیاید همه روشنفکرها از خانه می‌آیند بیرون، خودنویس‌های طلا را درمی‌آورند، یادشان می‌افتد که بله. چرا؟ چون که هدایت مردم به دست امام حسین علیه ­السلام است. جالب است که برخی از آقایان اگر نماز یک مسجدی به خاطر عزاداری امام حسین علیه ­السلام دیر شود صدایشان در می‌آید که آقا نماز دیر شد، نیم ساعت نماز ظهر به تاخیر افتاد و الان خدا صاعقه عذاب را بر ما نازل می­کند.

امام حسین علیه ­السلام بالاتر است یا مؤمن روزه ­دار؟ 30 روز در ماه رمضان همه دو ساعت بعد از اذان نماز می‌خوانند، کسی چیزی می‌گوید؟ نه. اما صدایشان برای نماز ظهر عاشورا در می‌آید. که چه؟ که بعله آقا فریضه­ خدا دیر انجام شد.

 

منبع:مهر





برچسب ها :
استاد محمد سهرابی ,  محمدسهرابی ,  شعر ,  شعرآئینی ,  اقیانوس آلام ,  سکته قلبی ,  ایام فاطمیه , 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفندماه سال 1392 ساعت ساعت 16 و 41 دقیقه و 49 ثانیه | آخرین ویرایش در شنبه دوم فروردینماه سال 1393 ساعت ساعت 15 و 10 دقیقه و 29 ثانیه
 ماه جمادی الاول

فهرست وقایع ماه جمادی الاول....................




پنجم جمادی الاول

1. ولادت حضرت زینب سلام الله علیها

ششم جمادی الاول

1.جنگ موته

دهم جمادی الاول

1. جنگ جمل 2. تحویل پیراهن امام حسین علیه السلام به حضرت زینب سلام الله علیها

سیزدهم جمادی الاول

1. شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

بیست و هفتم جمادی الاول

1. وفات جناب عبدالمطلب علیه السلام

بیست و نهم جمادی الاول

1. وفات محمد بن عثمان عمری

روز پنجم ماه جمادی الاول:

1.ولادت حضرت زینب سلام الله علیها

ولادت با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها در مدینه طیبه در سال پنجم یا ششم هجری در این روز واقع شده است(1). اقوال دیگر در ولادت آن حضرت(2)عبارت است از 5 جمادی الاولی سال 6 هجری, ماه رمضان سال 6 هجری, دهه آخر ربیع الثانی در سال 5 یا 6 یا 7 هجری

پدر بزرگوار آن حضرت امیرالمومنین علیه السلام و مادر گرامی اش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها است. همسر آن حضرت جناب عبدالله بن جعفر بن ابی طالب علیهم السلام و فرزندان آن حضرت علی, عون, عباس, محمد و ام کلثوم هستندکه عون و محمد در کربلا شهید شدند.

کنیه آن مخدره ام کلثوم, ام عبدالله و ام حسن است,و ولی کنیه های خاص حضرت ام المصائب, ام الرزایا و ام النوائب است.

القاب آن مخدره بسیار است, و از آن جمله: عقیله بنی هاشم, عقیله الطالبیین, صدیقه صغری _ اشاره به مادرش که صدیقه کبری و پدرش که صدیق اکبر است _, عصمت صغری, ولیه الله, الراضیه بالقدر و القضا, صابره البلوی من غیر جزع و لا شکوی, امینه الله, عالمه غیر معلمه, فهمه غیر مفهمه, محبوبه المصطفی صلی الله علیه و آله , ثانیه الزهراء سلام الله علیها, الشریفه.(3)

از نسل علی فرزند حضرت زینب سلام الله علیها که معروف به زینبی است فرزندان زیادی به دنیا آمده اند, که سیوطی رساله زینبیه را درباره آنها تاُلیف کرده است.(4)روز پنجم ماه جمادی الاول:

1.ولادت حضرت زینب سلام الله علیها

ولادت با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها در مدینه طیبه در سال پنجم یا ششم هجری در این روز واقع شده است(1). اقوال دیگر در ولادت آن حضرت(2)عبارت است از 5 جمادی الاولی سال 6 هجری, ماه رمضان سال 6 هجری, دهه آخر ربیع الثانی در سال 5 یا 6 یا 7 هجری

پدر بزرگوار آن حضرت امیرالمومنین علیه السلام و مادر گرامی اش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها است. همسر آن حضرت جناب عبدالله بن جعفر بن ابی طالب علیهم السلام و فرزندان آن حضرت علی, عون, عباس, محمد و ام کلثوم هستندکه عون و محمد در کربلا شهید شدند.

کنیه آن مخدره ام کلثوم, ام عبدالله و ام حسن است,و ولی کنیه های خاص حضرت ام المصائب, ام الرزایا و ام النوائب است.

القاب آن مخدره بسیار است, و از آن جمله: عقیله بنی هاشم, عقیله الطالبیین, صدیقه صغری _ اشاره به مادرش که صدیقه کبری و پدرش که صدیق اکبر است _, عصمت صغری, ولیه الله, الراضیه بالقدر و القضا, صابره البلوی من غیر جزع و لا شکوی, امینه الله, عالمه غیر معلمه, فهمه غیر مفهمه, محبوبه المصطفی صلی الله علیه و آله , ثانیه الزهراء سلام الله علیها, الشریفه.(3)

از نسل علی فرزند حضرت زینب سلام الله علیها که معروف به زینبی است فرزندان زیادی به دنیا آمده اند, که سیوطی رساله زینبیه را درباره آنها تاُلیف کرده است.(4)

ماجرای ولادت حضرت

هنگام ولادت آن حضرت, پیامبر صلی الله علیه و آله در سفر بودند. امیرالمومنین علیه السلام برای نامگذاری این مولود فرمودند:" بر پیامبر صلی الله علیه و آله سبقت نمیگیرم ". تا آن که حضرت آمدندو منتظر وحی شدند. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند سلام میرساند و می فرماید: این دختر را زینب نام بگذار, چه این که این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم.

پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت زینب سلام الله علیها را طلب کرده بوسیدندو فرمودند: وصیت میکنم به حاضرین و غائبین که این دختر را به خاطر من پاس بدارید که همانا وی به خدیجه کبری سلام الله علیها مانند است. سکینه و وقار آن حضرت را به خدیجه کبری سلام الله علیها و عصمت و حیائش را به فاطمه زهرا سلام الله علیها و فصات و بلاغتش را به علی مرتضی علیه السلام و حلم و بردباریش را به حسن مجتبی علیه السلام و شجاعت و قوت قلبش را به حضرت سیدالشهدا علیه السلام همانند نموده اند.

ابن حجر در اصابه و ابن اثیر در اسدالغابه در حالات آن حضرت نوشتهاند: در مجلس یزید لعنت الله علیه حضرت زینب سلام الله علیها کلماتی فرمودند که دلالت بر قوت قلب آن حضرت دارد. آن حضرت در کرم و بصیرت و حلم مشهور خاندان بنی هاشم و عرب بوده, و بین جمال و جلال, سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت جمع کرد. شبها در عبادت بود و روزها روزه و او به اهل تقوی معروف بود.(5)

1.عقیله بنی هاشم سلام الله علیها: ص 5. زینب الکبری سلام الله علیها: ص 17. منتخب التواریخ: ص 94_95. ریاحین الشریعه: ج 3 ص 33

2.ریاحین الشریعه: ج 3 ص 33

3.ریاحین الشریعه: ج 3 ص 48

4.منتخب التواریخ: ص 113. تاریخ الخمیس: ج 2 ص 317. تذکره الخواص: ص 4

5.مجله الاسلام: شماره 27, محمد غالب شافعی

روز ششم ماه جمادی الاولی:

1.جنگ موته

در سال هفتم هجرت در چنین روزی جنگ موته به وقوع پیوست. تعداد مسلمین در این جنگ سه هزار نفر و تعداد کفار صد هزار نفر بود.

این جنگ از آنجا آغاز شد که حارث بن امیر ازدی که حامل نامه ای از پیامبر صلی الله علیه و آله به قیصر روم بود , در زمین های موته به دستور شرحبیل بن عمرو سردار لشگر روم دستگیر شد دستهای او را بستند و گردنش را زدند. پیامبر صلی الله علیه و اله از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدند و لشگری به موته روانه نمودند.

در این جنگ پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه السلام حضور نداشتند و آن حضرت سه امیر به ترتیب بر لشگر قرار دادند و فرمودند: هر یک شهید شدند دیگری امیر لشگر باشد. جعفر بن ابی طالب, زید بن حارثه, عبدالله بن رواحه.

شهادت سه فرمانده

هر سه این بزرگواران شهید شدند. اول جناب جعفر به میدان آمد و بعد از مبارزه دلیرانه ای دو دست آن حضرت را قطع کردند, و با این که جراحت های زیادی بر بدن جناب جعفر وارد شده بود, اما به واسطه هیبت و شجاعتهای آن حضرت در میدان, کسی جراُت جدا کردن سر آن حضرت را نمیکرد. لذا دشمن دفعه ً حمله کردو بدن آن حضرت را با نیزه از زمین بلند کردند. در همان لحظه پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه بر فراز منبر تشریف داشتند و ماجرا را برای مردم بیان فرمودند. ناگهان صورت مبارک را به طرف آسمان بلند کردند و در حق جعفر دعا فرمودند. خداوند دو بال به آن بزرگوار عنایت فرمود که با ملائکه در بهشت پرواز کند.

پس از شهادت هر سه امیر تعیین شده از طرف پیامبر صلی الله علیه و آله, را در یک قبر دفن کردند. از خبر شهادت جناب جعفر, پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار گریستند و دستور دادند تا سه روز غذا به منزل جعفر ببرند.

سوابق جعفر

اولین کسی که بعد از علی علیه السلام به امر جناب ابوطالب علیه السلام پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواند, جناب جعفر بود. او از برادرش امیرالمومنین علیه السلام ده سال بزرگتر بود

در حبشه هنگامیکه که عمروعاص و دیگران قصد داشتند نجاشی را راضی کنند که جعفر و همراهانش را تحویل دهد, او ایاتی از کتاب الهی تلاوت نمود که نجاشی و اطرافیانش گریستند. عمروعاص چندین بار خواست جعفر و مسلمانان را نزد نجاشی افرادی نادرست جلوه دهد ولی نتبجه برعکس شد و احترام آنها نیز نزد نجاشی بیشتر شد, مخصوصا زمانی که آیات در رابطه با حضرت عیسی علیه السلام قرائت شد.

آخرالامر عمروعاص غایی مسموم تهیه کرد برای جعفر فرستاد که آن حضرت را شهید کند ولی گربه ای آمد و از آن غذا مختصری خورد و بقیه غذا ریخت و آن گربه هم مرد و توطئه عمروعاص فاش شد.

در روز فتح خیبر جعفر به همراه همسرش و دیگر مسلمانان به مدینه آمدند, و پیامبر صلی الله علیه و آله از آمدن آنان بسیار خوشحال شدند و فرمودند: نمیدانم به کدام خوشحالتر باشم: به فتح خیبر یا به آمدن جعفر؟!(1)

1.منتخب التواریخ: ص 57_58. سیری در شرح ابن ابی الحدید: ج 2 ص 410-414. وقایع الشهور: ص 94

روز دهم ماه جمادی الاولی:

1.جنگ جمل

در سال 36 هجری در چنین روزی جنگ جمل اتفاق افتاد(1) و بصره فتح شد و نزول نصر از خداوند کریم بر امیرالمومنین علیه السلام واقع شد(2). کفعمی رحمه الله 15 این ماه را روز جنگ جمل میداند.(3)

ابتدای این وافعه از آنجا شروع شد که بعد از بیعت مردم با امیرالمومنین علیه السلام طلحه و زبیر به بهانه عمره از مدینه خارج شدند و به عایشه پیوستند. عبدالله بن عامر که قبلا عامل عثمان در بصره بود و از طرف امیرالمومنین علیه السلام عزل شده بود, به مکه آمد و شتری که دویست دینار خریده بود برای عایشه آورد و به طرف بصره حرکت کردند تا به این شهر رسیدند. پس از ورود به خانه عثمان بن حنیف عامل امیرالمومنین علیه السلام ریختند و او را اسیر کردند و بسیار کتک زدند.

امیرالمومنین علیه السلام برای مقابله با آنان به طرف بصره حرکت فرمودند. در این جنگ همراه امیرالمومنین علیه السلام امام حسن و امام حسین علیهما السلام و همچنین محمد بن حنیفه و عبدالله بن جعفر و اولاد عقیل و عده ای از جوانان بنی هاشم همراه با عمار و ابوایوب انصاری و عده ای از مهاجر و انصار بودند. 80 نفر از اصحاب بدر, 250 نفر از کسانی که با پیامبر صلی الله علیه و آله در بیعت شجره شرکت کرده بودند و 1500 نفر از سایر اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت کردند.(4)

مسلم مشاجعی را همراه با قرآنی فرستادند که بصریان را به حکم قرآن بخواند ولی آنان مسلم را هدف تیر ساختند و شهید کردند. بعد از موعظه های عمار و فرمایشات امیرالمومنین علیه السلام در دهم جمادی الاولی جنگی را که عایشه شروع کرده بود ادامه دادند و امیرالمومنین علیه السلام در مقام مقابله با آنان برآمدند. در این جنگ از لشگر امیرالمومنین علیه السلام که بیست هزار مرد جنگی بودند پنج هزار نفر شهید شدند.(5)

آخرالامر که پیروزی نصیب لشگر امیرالمومنین علیه السلام شد حضرت کنار هودج عایشه آمدند و فرمودند: ای حمیرا! پیامبر تو را امر کرده بود که به جنگ من بیرون آیی؟ آیا تو را امر نفرمود که در خانه خود بنشینی و بیرون نیایی؟ بخدا سوگند, انصاف ندادند آنانکه زنهای خود را پشت پرده پنهان داشتند و تو را بیرون آوردند. محمد بن ابی بکر خواهرش را از هودج بیرون کشید. امیرالمومنین علیه السلام دستور داد او را به خانه صفیه دختر حارث بن ابی طلحه ببرندو بعد او را به مکه و از مکه به مدینه فرستاد. در این جنگ زید بن صوحان که از بزرگان لشگر و شیعیان امیرالمومنین علیه السلام شهید شد و آن حضرت بالای سرش آمده فرمودند: ای زید, خدا رحمتت کند که تعلقات دنیوی تو اندک بود, و امداد تو در دین بسیار بود.

2.تحویل پیراهن امام حسین علیه السلام به حضرت زینب سلام الله علیها

در این روز حضرت زهرا سلام الله علیها پیراهن ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام را به زینب کبری سلام الله علیها دادند و فرمودند: هنگامی که برادرت حسین علیه السلام این پیراهن را از تو خواست بدان که ساعتی بیش مهمان تو نیست, و سپس به بدترین حالات به دست اولاد زنا کشته میشود. این رنامه سه روز قبل از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها بود.(6)

1.تتمة المنتهی ص 17-22. فیض العلام: ص 239

2.مسارالشیعه: ص 31. بحارالانوار: ج 97 ص 384. مصباح کفعمی: ج 2 ص 597. العددالقویه: ص 53. مصباح المهتجد: ص 733

3.مصباح کفعمی: ج 2 ص 597

4.بحارالانوار: ج 32 ص 183

5.بحارالانوار: ج 32 ص 174, 196, 211. منتخب التواریخ: ص 159_161. تعداد شهدای لشگر امیرالمومنین علیه السلام را هزار و هفتاد نفر و نیز هزار و هفتصد نفر و به قولی چهار هزار نفر هم گفته اند

6.وقایع الشهور: ص 95

روز سیزدهم ماه جمادی الاولی:

1.شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

شهادت مظلومانه و جانگداز حضرت ام الائمه النجباء صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها در مدینه 75 روز پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله واقع شده است(1). اقوال دیگر درباره شهادت حضرت در سوم جمادی الثانیه خواهد آمد.

در شب چهاردهم امیرالمومنین علیه السلام به همراه جمعی قلیل از گلهای سرسبد اصحاب بدن مطهر صدیقه کبری سلام الله علیها را به خاک سپردند.

به سند صحیح از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است که حضرت فاطمه سلام الله علیها 75 روز بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله زنده بودند. بنا بر مشهور که وفات آن حضرت در 28 صفر باشد, شهادت حضرت صدیقه سلام الله علیها در 13 یا 14 یا 15 جمادی الاولی میشود در این سه روز زیارت ان حضرت مناسب است.(2)

1.وقایع الشهور: ص 95

2.فیض العلام: ص 248

روز بیست و هفتم ماه جمادی الاولی:

1.وفات جناب عبدالمطلب علیه السلام(1)

در هشتمین سال ولادت پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت عبدالمطلب از دنیا رفت(2). لازم به ذکر است که بنا بر فرمایش علامه مجلسی در مرآه العقول, 8 سال و 2 ماه و 10 روز از سن مبارک رسول الله صلی الله علیه و آله9 گذشته بود که عبدالمطلب علیه السلام از دنیا رفت, اگر سال قمری باشد روز رحلت 27 جمادی الاولی است و اگر مراد سال شمسی باشد تقریبا 27 شعبان میشود(3). قول دیگر در وفات آن حضرت روز دهم ربیع الاول است.

1.العدد القویه: ص 127

2.مصباح المهتجد: ص 5. منتخب التواریخ: ص 5. قلائدالنحور: ج ربیع الاول ص 67

3.منتخب التواریخ: ص 43

روز بیست و نهم ماه جمادی الاولی :

1.وفات محمد بن عثمان عمری

وفات دومین نائب خاص امام عصر صلوات الله علیه, جناب ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری رحمه الله در چنین روزی واقع شده است.(1)

1.غیبت شیخ طوسی: ص 364. وقایع الایام: ج شعبان ص 345. مستدرک سفینه البحار: ج 5 ص 231
برچسب‌ها: جمادی الاول محمد بن عثمان عمری عبدوالمطلب




برچسب ها :
تقویم شیعه ,  جمادی الاول , 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1392 ساعت ساعت 19 و 49 دقیقه و 10 ثانیه | آخرین ویرایش در یکشنبه یازدهم اسفندماه سال 1392 ساعت ساعت 19 و 54 دقیقه و 02 ثانیه


تعداد صفحات : 9

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |