از سر نیزه دعایی کن سوای این و آن

چون امیدی نیست دیگر به دعای این و آن

جاده ای هستم که پایانم تویی اما بدان

مانده روی بغض هایم ردّ پای این و آن

تا علم افتاد بی مولا و بی صاحب شدم

بعد تو من بوده ام صاحب لوای این و آن

صبر هم اندازه ای دارد برادر! تا به کی

«سر» ببینم در میان دست های این و آن؟

نعل ها تقسیم می کردند با بی دقتی

پاره های جسم پاکت را برای این و آن

دخترت را سنگ ها از بس اذیت کرده اند

می پرد از خواب ، شب ها با صدای این و آن

«البلاء للولا» پس هرچه پیش آید خوش است

کربلا مائیم؛ یعنی مبتلای این و آن

شاعر : پیمان طالبی





برچسب ها :
اشعار شهادت حضرت زینب س مرثیه حضرت زینب س شعر وفات حضرت زینب س چه صفاییست لب تشنه و تنها مُردن حسنیه غریب مدینه تهران نوید طاهری وحید طاهری ,  اشعار شهادت حضرت زینب س ,  مرثیه حضرت زینب س ,  شعر وفات حضرت زینب س ,  چه صفاییست لب تشنه و تنها مُردن ,  حسنیه غریب مدینه تهران نوید طاهری ,  وحید طاهری , 

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشتماه سال 1394 ساعت ساعت 09 و 37 دقیقه و 17 ثانیه | آخرین ویرایش در یکشنبه سیزدهم اردیبهشتماه سال 1394 ساعت ساعت 09 و 47 دقیقه و 39 ثانیه