اشعار ولادت حضرت معصومه(س)

به ادامه مطلب مراجعه کنید...

اشعار ولادت حضرت فاطمه معصومه(س) - یوسف رحیمی

  كرامت حرم

 

وقتی دلم کنار ضریح تو جا گرفت

 

نوری ز فیض کوثر بی انتها گرفت

 

یادم نمی رود که ز الطاف مرقدت

 

هر بار قلب مرده من هم شفا گرفت

  

شد پای بوس خاک در آستانه ات

 

تا از کرامت حرم تو صفا گرفت

 از لحظه ای که وارد شهر شما شدم

 

فهمیده ام نگاه رئوفت مرا گرفت

 

وقتی به صحن آینه ات آمدم دلم

 

رنگی به روشنایی آئینه ها گرفت

 

دل آشیان گرفته در ایوان آینه

 

گل داده است غنچة‌ گلدان آینه

 

از مرقدت شمیم مناجات می رسد

 

بر مقدمت توسلِ حاجات می رسد

 

 

 

وقتی كه خاكبوس حریم تو می شوم

 

دستم به چشمه های كرامات می رسد

 

دیگر چه احتیاج به مهتاب و آفتاب

 

تا نور گنبدت به سماوات می رسد

 

 

 

با بال هر فرشته که گرم طواف توست

 

امواج بی کران تحیّات می رسد

 

هر دم از آسمان ضریح مطهرت

 

عطر مزار مادر سادات می رسد

 

در بین صحن حضرت صاحب زمان بگو

 

یک عصر جمعه وقت ملاقات می رسد؟

 

بانوی مهربان جهان اشفعی لنا

 

ای عمة امام زمان اشفعی لنا

 

دستت كریم و سفرة خیرت كثیر تر

 

هرگز ندیده ایم ز تو دستگیر تر

 

نائل به فیض كسب مقامات می شود

 

در محضر تو هر كه شود سر به زیر تر

 

 

 

می گفت شاعری كه بهشت است مرقدت

 

نه نه ، بهشت نه ! به خدا بی نظیر تر

 

گل پوش می شود حرم آسمانی ات

 

با فرشی از دو بال ملائك حریر تر

 

با مقدم تو باغ بهار است هر كجا

 

حتی هزار مرتبه از قم كویر تر

 

نقش بهار ، در حرمت بسته می شود

 

گل ، مات گلعذاری گلدسته می شود

 

از نسل كوثری، كه شد این شوره زار ها

 

از بركت حضور شما چشمه سار ها

 

در سایة تو جلوة خورشید پا گرفت

 

این انقلاب از تو و این افتخار ها

 

صبحی اگر دمیده ، ز نور نگاه توست

 

رونق نداشت بی تو در اینجا ، بهار ها

 

از بس سبد سبد گل ایمان چكیده است

 

از آسمان لطف تو بر كوچه سار ها

 

بر سفرة کرامت و فضلت نشسته اند

 

همواره زائران تو و همجوار ها

 

این سایه را تو بر سر من مستدام كن

 

با جلوه های معرفتت آشنام كن

 

آسیه آمده به دیارت ز سمت نیل

 

یا می رسد ز عرش خدا همسر خلیل

 

از شرق و غرب عالم امكان رسیده اند

 

امشب به خاک بوسیتان بانوان ایل

 

یعنی عجیب نیست اگر جا گرفته اند

 

حتی فرشته های مقرب چو جبرئیل

 

با اشکهام آرزویی موج می زند

 

بانو اگر ضریح تو را بسته ام دخیل

 

چشم امید ما همه بر دستهای توست

 

فردا كه می رسد همه جا بانگ الرحیل

 

آسوده خاطران هیاهوی محشریم

 

تا زائران دختر موسی بن جعفریم

 

امروز اگر برات شفاعت به دست توست

 

فردا ولی شفاعت جنت به دست توست

 

فرموده اند مریم آل پیمبری

 

معصومه ای و چادر عصمت به دست توست

 

تفسیر « یطعمون علی حبه » تویی

 

وقتی که سفره های كرامت به دست توست

 

هر شب دخیل پنجره هایت ، هزار دل

 

آخر كلید های اجابت به دست توست

 

پر می زند به سینة من شوق كربلا !

 

بانوی من جواز زیارت به دست توست

 

كی می شود كه بال و پرم را تو وا كنی

 

دل را دوباره زائر كرب و بلا كنی

 

یوسف رحیمی

 

********************

 


اشعار ولادت حضرت فاطمه معصومه(س) - جواد محمد زمانی

 

مى‏خواستم كه جانب میخانه رو كنم

 

دستِ نیاز حلقه جام و سبو كنم

 

در ساحل نیاز نشینم امیدوار

 

دل را به شطّ باده دَمادم فرو كنم

 

وقتى كه هست شوق تیمم ز خاك یار

 

دیگر چرا ز چشمه زمزم وضو كنم

 

با من حدیث طعنه نا مردمان مگو

 

من آبروىِ مِى طلب آبرو كنم

 

تیغ زبان به كار نمى‏آیدم دگر

 

باشد به چشم خون شده‏ام گفتگو كنم

 

از دست رفته دل به تمناى دلبرم

 

ساقى كمى تحمل من كن كه مضطرم

 

دست خمار جز به سوى خم نمى‏رود

 

كشتى ز بحر جز به تلاطم نمى‏رود

 گر گُل اسیر پنجه باد خزان شود

 

از بلبل انتظار ترنم نمى‏رود

 

یك خوشه عشق آل على گر ثمر دهد

 

آدم سراغ دانه گندم نمى‏رود

 

حاتم بخیل نیست، اگر درهمى نداشت

 

لبهاش جز به مهر و تبسم نمى‏رود

 

تا گفت آشیانه ما آن دیار هست

 

آواره مى‏شود دل و از قم نمى‏رود

 

چشمم فرات و باز دلم مات مى‏شود

 

محوِ جلالِ عمه سادات مى‏شود 

 تا باده از سبوى امامت گرفته‏ایم

 

پیش خدا جوازِ اقامت گرفته‏ایم

 

از حُسن خلقیتم به حیرت، گمان مبر

 

انگشت بر دهان ز ندامت گرفته‏ایم

 

دل را چو داده‏ایم به دست طبیب عشق

 

منزل به كوچه باغ سلامت گرفته‏ایم

 

با وعده بهشت برابر نمى‏كنیم

 

هر دِرهمى از او به كرامت گرفته‏ایم

  

خورشید را مُسخّر خود كرده‏ایم ما

 

تا ذره‏اى ز رحمت عامت گرفته‏ایم

  

تا سوخته چو لاله ز داغت دعاى ماست

 

خاك حریم شاه چراغت دواى ماست

 

یك صبح مى‏شود كه برایم دعا كنى؟

 

یا نیمه شب به شوق نمازم صدا كنى؟

 

مرغ دل از قفس تن به دركشى

 

در آسمان صحن و سرایت رها كنى

 

ما را به پادشاهى عالم در آورى

 

یعنى كه در حریم بلندت گدا كنى

 

امروزه كاینچنین به كرامت زبانزدى

 

تا رستخیز بهرِ شفاعت چها كنى؟

 

تو زائر مدینه‏اى و طوس مى‏روى

 

ما را ببر كه زائر قبرِ رضا كنى

 

باشد نصیب ما بنمایى هزار حج

 

یعنى طواف در حرم ثامن الحجج

 

این جا كه آمدى سخن از تازیانه نیست

 

حرفى ز بى وفایى و ظلم زمانه نیست


در دست‏هاى مردم شهر تو سنگ نیست

 

یعنى سلام مردم تو وحشیانه نیست

 

سیلى نزد كسى به رُخ داغدار تو

 

اینجا خبر ز خون دل و دردِ شانه نیست

 

با شاخ گل ترا به سوى خانه مى‏برند

 

كنج خرابه بهر تو آشیانه نیست

 

آرى حریم تو حرم اهل بیت شد

 

حتى فراز آنكه ز قبرش نشانه نیست

 

تا نیت زیارت معصومه مى‏كنم

 

یاد از مزار مادر مظلومه مى‏كنم

 

جواد محمد زمانی

 

**

 

برگرفته از وبلاگ حسینیه

 

********************

 اشعار مدح حضرت فاطمه معصومه(س) - فاطمه نوری

 

لحظه آخر

 

تا آسمانت را کمی در بر بگیرد

 

یک شهر باید عشق را از سر بگیرد

 

گنجایش ات در سینه این خاک‏ها نیست

 

باید تو را دستان پیغمبر بگیرد

 

هر کس مزار مادرش را آرزو کرد

 

باید سراغش را از این دختر بگیرد

 

 بانو رهایی را نمی‏خواهم که ننگ است

 

بی‏جذبه مهرت کبوتر پر بگیرد

 

 

 

قلب مرا از سینه‏ام بردار نگذار

 

دارو ندارم را کس دیگر بگیرد

 

دلواپس اما دلخوشم شاید که دستت

 

دست مرا هم لحظه آخر بگیرد

 

فاطمه نوری






برچسب ها :
اشعار آئینی ولادت حضرت معصومه(س) ,  شعر ولادت حضرت معصومه(س) ,  شعر ولادت کریمه اهل البیت ,  ولادت حضرت معصومه(س)و روز دختر گرامی باد ,  پیامک های روز دختر وروز ولادت کریمه اهل بیت ,  سبک وشعر ولادت حضرت معصومه(س) , 

نوشته شده در پنجشنبه ششم شهریورماه سال 1393 ساعت ساعت 12 و 38 دقیقه و 14 ثانیه | آخرین ویرایش در پنجشنبه ششم شهریورماه سال 1393 ساعت ساعت 12 و 41 دقیقه و 32 ثانیه