اشعار شهادت امام صادق(ع)قسمت سوم

منم آن دل که ز داغ تو به دریا می زد

روضه اش شعله به دامان ثریا می زد

 

موسپیدی که دو دستش به طنابی بستند

پیرمردی که نفس در پی آنها می زد

 

آن طرف گریه ی طفلان من و در این سو

خنده بر بی کسی ام دشمن زهرا می زد

 

نیمه جانی که در آتش پی گلهایش بود

شعله وقتی ز در سوخته بالا می زد...

 

آه از آن بزم شرابی که به یادم آورد

داغ آن زخم که نامرد به لبها می زد

 

یاد آن طفل که زنجیر تنش مانع بود

تا ببیند که لب چوب کجا را می زد...

 

همه ی قدرت خود جمع نمود، اما دید

خیزران را به لب زخمی بابا می زد...

 

ترکه اش گاه به رخ گاه به دندان می خورد

در عوض عمه ی ما بود که خود را می زد...

***حسن لطفی***

 

زیر این گنبد دوّار و کبود

کلبه ای سمت خدا در دارد

سالخورده پدری روحانی

حجره ای گوشه ی بستر دارد

 

ششمین مرد که یک دریا غم

آب جاری شده ی عِینش بود

قسمت بال و پر میکائیل

آستان بوسی نعلینش بود

 

وضع حالات وخیمش از صبح

روز را در نظرش شب کرده

بسکه بالاست دمای بدنش

چند دفعه بخدا تب کرده

 

زهر خیمه زده روی بدنش

می کشد پا به زمین می سوزد

سرفه ای خشک و عطش... این یعنی...

سینه ی عرش برین می سوزد

 

بخت برگشته کسی که دیشب

اذیتش کرده سر سجاده

آتش انداخت به جان درب

خانه ی حضرت زهرا زاده

 

زد به هر آتش و آبی جبریل

نکند حادثه تکرار شود

مادری پشت در خانه ی خود

مانده با طفل و گرفتار شود

 

لحن آلوده ی این قوم او را

گرچه دنیازده و سیرش کرد

باز اما غم بانوی فدک

پیش از موعد خود پیرش کرد

 

روضه خوان آمده حالا باید

پرده ای نصب کند در منزل

آسمان دلش از بس بارید

خاک دنیا شده از دستش گِل

 

وسط منبر و درس روضه

یادش آمد ز لب خشک امام

لب نزد بر لب آبی تا گفت

بر لب تشنه ی مظلوم سلام

 

باز فرمود که هرکس با ماست

خنده در وادی محشر دارد

چشم گریان عزادار چو من

شاد باشد که برادر دارد

***روح الله عیوضی***

 

آتش کشد زبانه ز دور و برم خدا

خاکسترش نشسته به روی سرم خدا

 

پور خلیلم و وسط شعله ها اسیر

بنما اجابتی به دل مضطرم خدا

 

ای وای از تغافل اصحاب سینه چاک

این درد غربت است به جان می خرم خدا

 

دشمن غرور موی سپید مرا شکست

اما کسی نبود شود یاورم خدا

 

بی دردسر به شخصیتم لطمه زد عدو

مستانه خنده کرد به چشم ترم خدا

 

بیرون مرا چگونه ز خانه کشید و برد

پیداست از کبودی بال و پرم خدا

 

صد شکر نیمه شب سر من بی عمامه شد

یاد غرور آن سر بی معجرم خدا

 

وقتی که سوی چشم مرا ضرب او گرفت

دیدم چگونه خورد زمین مادرم خدا

 

با دست بسته در نظر اهل خانه ام

یاد آور شکستگی حیدرم خدا

 

گرچه کسی نبود تماشا کند مرا

در فکر کوچه گردی آن خواهرم خدا

 

غم های عمه عاقبت انداختم ز پا

دیدی که داغ غربتش آمد سرم خدا

***قاسم نعمتی***

از کار غربتت گره‌ای وا نمی‌کند

این شهر ، با دل تو مدارا نمی‌کند

 

این شهر ، زخم بی‌کسی‌ات را...عزیز من

جز با دوای زهر مداوا نمی‌کند

 

این شهر ، در میان خودش جز همین بقیع

یک جای امن بهر تو پیدا نمی‌کند

 

اینجا اگر کسی به سوی خانه‌ات رود

در را به غیر ضرب لگد وا نمی‌کند

 

این شهر ، شهرِ شعله و هیزم به دستهاست

با آل فاطمه به جز این تا نمی‌کند

 

ابن ربیع  پست چه آورده بر سرت؟

شرم و حیا ز سِنّ تو گویا نمی‌کند

 

بالای اسب در پیِ خود می‌کشاندت

رحمی به قامتِ خَمَت امّا نمی‌کند

 

تا می‌خوری زمین به تو لبخند می‌زند

اصلاً رعایت رَمَقت را نمی‌کند

 

زخم زبانش از لب شمشیر بدتر است

یک ذرّه احترام به زهرا نمی‌کند

 

اینجا مدینه هست، دگر کربلا که نیست

پس یورشی به معجرِ زن ها نمی‌کند

***علی صالحی***

 

شب جمعه به لب نوا دارد

نفسش بوی کربلا دارد

 

به روی سر در حسینیه اش

پرچم صاحب اللوا دارد

 

بارها گفته کربلا رفتن

پا برهنه عجب صفا دارد

 

روضه می خوانَد اشک چشمانش

مگر این روضه انتها دارد؟

 

هر کسی که دلش حسینی شد

سهمی از آن همه بلا دارد

 

نیمه شب شعله می کشد آتش

از دری که حریم ها دارد

 

آمده این کسی که دنبالش

از جسارت مگر اِبا دارد؟

 

پا برهنه، کشان کشان، می بُرد

نه عمامه وَ نه عبا دارد

 

وسط کوچه دست بسته ی او

یک مدینه غم و عزا دارد

 

به رویش تیغ می کشند اما

آهِ مظلوم ماجرا دارد

 

آمد اینجا پیمبر خاتم

آری این مرد هم خدا دارد

 

او پی فرصتی ست تا هر دم

روضه ی کربلا به پا دارد

 

آتشش می زند غمی جانسوز

ولی از گفتنش حیا دارد

 

حرف از عمه جان سادات است

 

شرح این روضه ، روضه ها دارد

 

می رسد بر فراز تل زینب

ناله ی وا محمدا دارد

 

حنجری تشنه ذکر حق گویان

خنجری تشنه از قفا دارد ...

 

پیکری غرق خون رها مانده

و سری روی نیزه جا دارد

 

می رسد وارثش به خون خواهی

خون این کشته خونبها دارد

***یوسف رحیمی***





برچسب ها :
سبک های سینه زنی شهادت امام صادق(ع)/پیامک به مناسبت شهادت امام صادق (ع)/حرکت دسته عزاداری امام صادق ,  اشعار شهادت امام صادق(ع) ,  رئیس مذهب تشیع ,  شیعه جفری ,  شهادت امام صادق ,  شعر شهادت امام صادق(ع) ,  بیست و پنجم شوّال , 

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مردادماه سال 1393 ساعت ساعت 18 و 01 دقیقه و 19 ثانیه | آخرین ویرایش در جمعه بیست و چهارم مردادماه سال 1393 ساعت ساعت 18 و 20 دقیقه و 52 ثانیه